دسته‌بندی نشده

افکار کوچک: ایده‌های ساده برای تحول بزرگ

افکار کوچک: ایده‌های ساده برای تحول بزرگ

 

طوری حرکت کن که انگار دیرت شده، و طوری صبر کن که انگار زود رسیده‌ای.
قهرمانان شما، نقشه‌های شما هستند.

 

مطالعه کنید که چه چیزی آنها را استثنایی می‌کند، نه برای اینکه به آنها تبدیل شوید، بلکه برای اینکه به کسی تبدیل شوید که توانایی‌اش را دارید. نکته این نیست که نسخه درجه دو قهرمان خود باشید، بلکه این است که نسخه درجه یک خودتان با ابزارهای ارتقا یافته باشید.

 

سیستم آنها را یاد بگیر. روحت را حفظ کن.

حساب و کتاب ساده است: اگر کاری را که همه انجام می‌دهند انجام دهید، همان چیزی را به دست می‌آورید که همه به دست می‌آورند. اگر نتایج متفاوتی می‌خواهید، باید از هم فاصله بگیرید.

 

با این حال، به محض اینکه کار متفاوتی انجام دهید، مورد هدف قرار می‌گیرید. بعضی افراد از روی ترس، بعضی از روی غرور تهدید شده و بعضی از روی نگرانی واقعی که در لباس احتیاط پنهان شده است، انتقاد می‌کنند. اما انتقاد بخش آسان ماجرا است.

 

قسمت سخت ماجرا این است که نقشه راه را گم می‌کنید. اگر تمام عمرتان تعریف موفقیت را به دیگران سپرده باشید، اینکه مجبور باشید خودتان آن را تعریف کنید مثل این است که وسط رانندگی جی‌پی‌اس‌تان را گم کنید. باید در حین حرکت، حس جهت‌یابی‌تان را بسازید.

 

در همین حال، مسیر مرسوم هر روز پاداش‌هایش را درست جلوی چشمان شما به نمایش می‌گذارد: ترفیعات، تعطیلات، امنیت. شما دقیقاً می‌توانید ببینید که از چه چیزی دست می‌کشید، در حالی که آنچه می‌سازید نامرئی می‌ماند.

 

بیشتر مردم به دنبال راحتی هستند. آنها ترجیح می‌دهند در میان انبوهی از علف‌ها، یک برگ باشند تا یک خشخاش بلند، و امنیت گروه را به خطر انتقاد به خاطر متفاوت بودن ترجیح می‌دهند.

 

افراد استثنایی بازی خودشان را انتخاب می‌کنند، نحوه‌ی امتیازگیری را انتخاب می‌کنند و سپس هزینه‌ی بازی کردن آن را می‌پردازند.

 

بینش‌ها

مربی افسانه‌ای بیل بلیچیک در مورد آمادگی‌اش می‌گوید:
«آمادگی، صرف نظر از نتیجه، هرگز هدر نمی‌رود.»
تونی موریسون، نویسنده برنده جایزه نوبل، درباره مسئولیت‌پذیری و روشن‌بینی می‌گوید:
«این کار من است. من باید مسئولیت کامل انجام درست و همچنین اشتباه آن را بپذیرم. اشتباه انجام دادن بد نیست، اما اشتباه انجام دادن و فکر کردن به اینکه آن را درست انجام داده‌اید، بد است.»

 

چند نکته‌ی عمیق از هنری میلر در مورد شخصیت:
«یک چیز حالا بیشتر و بیشتر برایم آشکار می‌شود – شخصیت اساسی آدم‌ها در طول سال‌ها تغییر نمی‌کند… موفقیت، به جای اینکه آنها را بهبود بخشد، معمولاً خطاها یا کاستی‌هایشان را برجسته‌تر می‌کند. بچه‌های باهوش مدرسه اغلب وقتی پا به عرصه‌ی وجود می‌گذارند، دیگر آنقدرها هم باهوش نیستند. اگر از بعضی از بچه‌های کلاستان بدتان می‌آمد یا آنها را تحقیر می‌کردید، وقتی سرمایه‌دار، دولتمرد یا ژنرال پنج ستاره شوند، از آنها بیشتر بدتان خواهد آمد. زندگی ما را مجبور می‌کند چند درس یاد بگیریم، اما لزوماً باعث رشدمان نمی‌شود.»

 

پروژه دانش

این مکالمه از امشب نحوه مدیریت رابطه‌تان را تغییر خواهد داد.
دکتر سو جانسون، پیشگام درمان متمرکز بر هیجان (EFT)، نشان می‌دهد که چگونه الگوهای دلبستگی دوران کودکی، روابط بزرگسالی ما را شکل می‌دهند و توضیح می‌دهد که چرا پاسخگویی عاطفی، نه مهارت‌های ارتباطی یا حل تعارض، پایه و اساس واقعی عشق پایدار است.

 

او از طریق دهه‌ها تحقیق و کار بالینی نشان می‌دهد که روابط، رویدادهای تصادفی نیستند که ما در آن‌ها قرار می‌گیریم و از آن‌ها خارج می‌شویم، بلکه سیستم‌های زنده‌ای هستند که می‌توانیم آن‌ها را درک کنیم و به طور فعال شکل دهیم.

 

فرقی نمی‌کند مجرد، در حال آشنایی، متأهل، مطلقه یا فقط والدینی باشید که به دنبال تربیت فرزندانی با دلبستگی ایمن هستید. باید این را بشنوید.

 

نکات کلیدی

بهترین پیش‌بینی‌کننده رضایت جنسی، ارتباط عاطفی است.

پشت هر انتقادی یک آرزو نهفته است: وقتی شرکا شکایت می‌کنند یا منفعل-پرخاشگر می‌شوند، می‌پرسند: «کجایی؟ آیا من برایت مهم هستم؟»

افراد دارای دلبستگی ایمن، به دلیل اینکه در کودکی ارتباط ایمن را تجربه کرده‌اند، یک «نقشه درونی» از چگونگی روابط خوب دارند و این به آنها الگویی برای پیوندهای سالم در بزرگسالی می‌دهد.

 

وقتی برای محافظت از خودتان از نظر احساسی سکوت می‌کنید، نشانه‌های خطر را در سیستم عصبی شریک زندگی‌تان فعال می‌کنید، زیرا انسان‌ها به عنوان «پستانداران پیونددهنده» ساخته شده‌اند که به ارتباط مانند اکسیژن نیاز دارند.

 

خیانت به ندرت به دلیل سرخوردگی جنسی اتفاق می‌افتد: این اتفاق زمانی می‌افتد که افراد از نظر عاطفی احساس جدایی، تنهایی و طرد شدن توسط شریک زندگی خود می‌کنند.

 

علامت هشدار دهنده‌ی اینکه یک رابطه در حال مرگ است، دعوا نیست، بلکه زمانی است که دیگر از شریک زندگی‌تان دلخور نیستید و هیچ احساسی ندارید. بی‌تفاوتی قاتل واقعی یک رابطه است.

 

روابط موجودات زنده‌ای هستند که به توجه و تغذیه نیاز دارند؛ اگر آنها را گرسنه نگه دارید و فقط روی بچه‌ها یا کار تمرکز کنید، پژمرده می‌شوند و می‌میرند.

 

هر رابطه‌ای از الگوهای قابل پیش‌بینی پیروی می‌کند: یک نفر خواستار ارتباط است در حالی که دیگری عقب‌نشینی می‌کند و این یک چرخه منفی خودتقویت‌کننده ایجاد می‌کند.

پاسخگویی عاطفی به معنای درک احساسات شریک زندگی، احساس کردن آنچه او احساس می‌کند و پاسخ دادن به شیوه‌ای است که نشان دهد برای شما مهم است. این را می‌توان حتی بدون الگوهای بی‌نقص دوران کودکی نیز آموخت.

 

بازنشستگی و گذار از آشیانه خالی، شکاف‌های روابطی را آشکار می‌کند که در آن‌ها زوج‌ها سال‌ها با تمرکز بر وظایف به جای ارتباط، از یکدیگر دوری کرده‌اند.

 

بهترین چیزی که والدین می‌توانند به فرزندانشان بدهند این نیست که آنها را در اولویت قرار دهند، بلکه الگوسازی یک رابطه‌ی امن است که در آن زوجین از یکدیگر حمایت می‌کنند.و

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *